على محمدى خراسانى

432

شرح منطق مظفر (فارسى)

مبحث دوم انواع مبحث اوّل از سه مبحث صناعت خطابه پيرامون اصول و قواعد اين فن بود كه طى شانزده مطلب عنوان شد . حال بحث دوم از مباحث باب خطابه راجع به مبحث « انواع » است و در آن چهار مطلب وجود دارد . 1 . تمهيد مطلب اوّل در حقيقت مقدمه‌اى است كه در آن كلمهء انواع معنا مىشود و فرق بين اصطلاح موضع در باب جدل با باب خطابه روشن مىگردد . بيان ذلك : سابقا در مطلب چهاردهم از مطالب باب اوّل خطابه گفتيم كه « موضع » در اصطلاح فن خطابه هر مقدّمه‌اى است كه بتواند جزئى از « تثبيت » استدلال خطابى باشد يعنى صغرى يا كبراى آن واقع شود ، چه بالفعل عنوان مقدميت براى استدلال پيدا كند يا بالقوه باشد ، ولى شأنيت محفوظ است . واضح است كه موضع ، در اين فن با موضع در فن جدل ، متفاوت است . معناى « موضع باب جدل » همان معناى اصطلاح « نوع در باب خطابه » است و نوع عبارت بود از هر قانون كلّى ، كه از آن ، مقدّمات خطابيّه استخراج مىگردد ( چه اين‌كه « موضع جدلى » عبارت بود از هر قاعدهء كلّى ، كه از آن ، مشهورات فراوان استخراج مىشد و نوعا خود موضع ، جزء مشهورات نبوده و در مقدّمات جدل كاربرد نداشت و بيان آن به‌طور مفصل گذشت ) . مثلا نقل حكمى از ضدّى به ضدّ ديگر نوعى از انواع باب خطابه است ، چون مشتمل بر مواضع بسيارى است كه خطيب را به مطلوب خطابى خود مىرسانند . مثلا يكى از مواضعى كه از اين نوع استخراج مىشود آن است كه : اگر چنان‌چه خالد دشمن است پس مستحق اسائه و بدى است پس برادر خالد از آن رهگذر كه دوست است پس مستحق احسان است ، اين مثال موضعى از مواضع نوع و قاعدهء كليّه نقل الحكم ( استحقاق اسائه ) از ضدّى ( عدو ) به ضدّ ديگر است ( صديق ) و حكمش ، استحقاق احسان است . نكته : همانطور كه در باب جدل بر شخص مجادل لازم بود كه مواضع را نيك به خاطر بسپارد تا هنگام نياز از آنها استفاده كند هم‌چنين در باب خطابه نيز بر خطيب فرض و لازم است كه انواع را به خوبى حفظ كند و در ذهن آماده نگهدارد تا در مقام